تبليغاتX
حرمت انتظار





















حرمت انتظار

بیا ای عشق عالم تاب که ما تنهای تنهاییم

به نام حضرت دلبر

سلام

خیلی از همه شما ممنونم که همیشه پای ثابت این وبلاگ بودید!

اومدید!

جمله گذاشتید!

مطالب رو خوندید!

نظر دادید!

وبحث کردید!

اما این آخرین پست به معنای تموم شدن نوشتن من در مورد آقا نیست!

ببینید در مورد پست قبلی من واقعا نمی تونستم درست تصمیم بگیرم که در این وبلاگ قرارش بدم یا در وبلاگ

یک جرعه جنون!

چون دغدغه هام در هردو وبلاگ یک جورهایی  یکی هست!

ودر ضمن تعدد وبلاگ باعث شده من اصلا نتونم تمرکزی رو نوشتن ویا حتی پاسخ به نظرات داشته باشم!

اگر فرصتی باشه!

می خوام با تمرکز بیشتری بنویسم پس فکر می کنم نوشتنم رو در این وبلاگ با تمام خاطرات خوبش به پایان

ببرم!

عزیزانی که به هر دلیل وبلاگ یک جرعه جنون رو ندید ودر آنجا لینک نیستند می تونند برای تبادل لینک وآشنایی

با این وبلاگ به آدرسی که در انتهای پست قرار می دم مراجعه کنند!

که این قصور رو برمن ببخشید که کار زیاد اجازه نداد به همه دوستان بتونم این وبلاگ رو معرفی کنم!

امیدوارم این جمعه همان جمعه ای باشد که بیایی!

                                                                آقا!

مدعی گوید که با یک گل نمی آید بهار
ماگلی داریم که عالم را گلستان می کند
----------------------------------
خدایا به من شعوری عطاکن تا حرمت این انتظار را بدانم
خدایا به حرمت بانو به من حرمت داری بیاموز
---------------------------------
دریغ از جرعه ای خورشید

در این سرمای بعد از تب

دریغ از لحظه ای ساحل

در این امواج شب در شب

غزل مرثیه می خواند

کبوتردر پی دام است

از این ظلم فریبنده

خیال کفرآرام است

عقیق صبروامانده

به صحرای سراب وخواب

طلوعی تازه میخواهیم

بیا،بیا،بیا

ای عشـــــــــق عــــــــــالم تـــــــــــاب

قسم برخانه کعبه

به جای پای ابراهیم

قسم برمسجدالاقصی

که ما تنهای تنهاییم

الا یا اهل العالم

قدظهرمهدی آل محمد

فاتبعــــــــــــــــــــــوه

شـــــــــــــــــــــــــــاعـــــــــــــــر: فرزادحسنی

یاعلی

خداحافظ همین حالا!

برای همیشه!!!!!

یــــــــــــــــــــــــــــــــک جـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرعه جنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــون

یــــــــــــــــــــــــــــــــک جـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرعه جنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــون

یــــــــــــــــــــــــــــــــک جـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرعه جنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــون







+نوشته شده در پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390ساعت15:21توسط بانوی یاس ها |

به نام حضرت ناجی

سلام!

********************************

یک اخطار:اگر قراره نصفه بخونی اصلا نخون!


چون این متن اگر تا آخر خونده نشه ممکنه ایجاد شبهه در ذهن بعضی هاکنه!


من مسئولش نیستم!


تا ته بخون!


یاهرگز نخون!


*******************************

یه سلام تلخ به قدمت حضور انسان بر روی زمین!!!!!!!!!!!!!!!!!

یه سلام تلخ به تلخی غیبت منجی عالم بشریت!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یه سلام تلخ ...............

تلخم!

امروز به عدد سالهای عمرم تلخم!!!!!

تلخم!

تلخم!

تلـــــــــــــــــــــــــــــــخ!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

#########################################################

هرطور میخوام شروع کنم از تلخی به تلخی میرسم!

نمی دونم کی هستی که الان این متن رو می خونی!

من نه استاد دانشگاهم!

نه عالمم!

نه کارشناسم!

ونه.......

اصلا فکر کن که من هیچی نیستم!!!

اما......

یه جوونم.......

حرف دارم.....

میترسم!

ازاین که...

حالا اگه استادی،اگه کارشناسی،اگه......

گوش کن!

من حرف دارم!

فریاددارم!

بغض دارم!

گوش کن

**********************************************************************

شروع پست:

شیطان پرستان اکنون در دانشگاه ها و بین دانشجویان رخنه کرده و به اجرای برنامه ها از جمله کنسرت در

دانشگاه می پردازند. شیطان پرستان، شیطان را به عنوان قدرت غالب در جهان می دانند و اگر کسی

می خواهد در جهان خوب زندگی کند باید با شیطان باشد به طوریکه معتقدند راه خدا از طریق ارتباط با شیطان

می گذرد! اما نکته جالب توجه در این میان اینست که آنها از طریق تهیه فیلم و موسیقی، شیطان پرستی را

ترویج می دهند و اکنون این موسیقی در میان تعدادی از جوانان دست به دست می شود. مظاهری سیف،

نویسنده و جامعه شناس در این باره می گوید: ستاره پنج پر، دو مثلث معکوس روی هم (ستاره داود)، صلیب

معکوس ( ضد مسیحیت) و نشانه آمون خدای مصریان را ازجمله نمادهای پیروان شیطان پرستی است. وی

همچنین تاکید می کند: باید برای مقابله با این فرقه ها، موج فرهنگی در کشور ایجاد شود تا ماهیت این فرقه

های انحرافی هر چه بیشتر به جامعه شناسایی شود. در همین حال یک مقام ارشد نیروی انتظامی می گوید:

یکی از شرایط عضویت و پذیرش از سوی گروه های نوظهور شیطان پرستی، مصرف مواد تخدیری بسیار قوی از

جمله کوکائین، حشیش و قرص های اکس است. وی تصریح می کند: دلیل استفاده این گروه ها از این مواد

ورود به حالت خلسه برای انجام مراسم های ویژه آنان است. این مقام انتظامی کشور خاطر نشان می کند:

شیطان پرستی پدیده جدیدی در ایران نیست، چنانکه پیش از این نیز در برخی شهرستان های کشور از جمله

در یکی از شهرستان های استان ...، فرقه های شیطان پرستی رسما اعلام موجودیت و فعالیت کرده

بودند. این مقام نیروی انتظامی اظهار می دارد: بیش از 90 درصد دستگیر شدگان در پارتی یک گروه شیطان

پرستی در ... که در قالب اجرای کنسرت برگزار شد، از نقاط مرفه نشین ... بودند و البته پس از دستگیری

شمار بسیاری از این شرکت کنندگان، مشخص شد که اکثریت قریب به اتفاق آنان، هیچ اطلاعی از ماهیت

فعالیت شیطان پرستی و عوامل برگزار کننده این پارتی نداشتند و صرفآ به قصد شرکت در پارتی و مهمانی

شبانه دور هم آمده بودند.

××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

خیلی دیگه مطلب هم داشتم....

اما همین جگرآدم رو می سوزونه!

البته آدمی که دل سوز باشه!

حالا تو هستی؟؟؟

بابا من شاکییم!

تو باور من نمی گنجه جوون ایرانی همچین کارهایی کنه!

من به خیلی کشور های دیگه کاری ندارم!

بابا....آخه اینجا وطن منه!

ایــــــــــــــــــــــران!!!!

چی یاد دادین به ما جووونا!

هی حفظ کن!

هی !باید بیست بشی ها!!!!!

بله من منکر نیستم که اراده آدم مهمه!خیلی هم مهمه!

در طول تاریخ پسر نوح رو داریم که با وجود این که پدرش پیغمبر بود .....

زن حضرت نوح مورد نفرین الهی واقع شده......

زن حضرت لوط ......

این ها آدمهایی هستند که در کانون نور بودند وبه تاریکی رفتند.....

بله اینارو میدونم ولی از تو وظیفه ای کم نمی شه!!!!

اصلا شما....حالا هرکی که داری این مطلب رو میخونی

وجدانا یه کسی که دیپلم داره!!!حالا نخواد دیگه(به هردلیلی)ادامه تحصیل بده وبره دانشگاه!!!

وبا معدل بیســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

وبه دلیل ثقل مطالعات درسی چیزی دیگه ای نخونده جز رمان ......اونم نه رمان ادبی و.... !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

چقدر بلد هست؟؟؟؟

چی میدونه؟؟؟

چقدر از دین بلده؟؟

نماز؟؟؟؟

اصلا خود من(نمره دینی همیشه 20)چقدر بلد بودم از دین وقتی دیپلم گرفتم!که بعدا تازه فهمیدم فرق بین

صدقه ونذر چیه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

تازه گلی به گوشه جوونای ما که بیکار ننشستند از هرمدل سوال می پرسن تا بیشتر بدونن!!!!

سر کلاس دینی از کنج مغزشون سوال پیدا می کنن تا بحث کنند تا بیشتر بدونن تا نلغزند!

گلی به گوش جمالشون!!

اما چه فایده!!!!!!!

کی بلده که درست جواب بده؟؟؟

من در عمرم همش دو سه تا دبیر دینی دیدم که بچه ها برای نشستن سر کلاسش غیبت نمی کردند!

به قول علی شریعتی که می گفت:معلمی داشتم که می گفت اسم دوازده امام رو از بر بگید!حالا یه

دورم وارونه بگید!!!اگه درست می گفتیم معلوم می شد شیعه دوازده امامی درستی هستیم!!!!!!!!!!!!!!!!!

چند درصد از شما به این سوال جواب منفی میدید؟؟

آیا حاضر هستید به خانواده خود خیانت کنید؟؟؟

از جمله خودم خیلی ها!خواهندگفت!

نه!

ولی من می گم شاید یه روزی هم ........!

شاید روزی هم شیطان رو ................!(نعوذبالله من شرالشیطان الرجیم)

چون ندارم!

چون فهم وشعورو درک  درست از وقایع ندارم!

چون از قرآن فقط معنی آیات و تفسیری که قالبا با چرت از زبان معلم می نوشتم چون توضیحی در کارنبود

وروخوانی بود بلدم!!!

بابا!به جوونای ما قرآن یاد بدید!

به جوونای ما مفهوم قرآن رو یاد بدید!

به کسایی اجازه تدریس بدید که بفهمه چه طوری باید به مغز یه نوجوون نفوذ کنه!!!!!

بزارید جوون سر کلاس دینی ودر حضور عالم دین در مورد مواردی که شک داره سوال کنه!که بپرسه وبفهمه تا 

مغلوب خدعه های سر راه زندگیش نشه!!!!!!!

شیطان بعد از به کار گرفتن خدعه های بسیار حالا حیله ای بس مهیب داره!

خدعه وعظ.......

وعظ به معنی سخنرانی....

نمونه ای از این خدعه شوم که در اینترنت خوندم!

قانون اول شیطان پرستی:- هرگونه گناهی جایز است

اگر شما در راستای تحقق اهداف!(هدف به معنی زندگی کردن انسان در آسایش وشاید نجات از خطرات

طبیعی)مرتکب گناه کبیره شوید!!!(چه ربا....چه زنا....وچه......)چون برای تحقق آرمان زندگی سالم! بشری

هست هیچ گناهی در کار نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اگر هم باشه با توبه قابل رفع هست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

قانونی پلید ازشیطان پرستان:- انسان حق دارد با قانون خود زندگی کند

یا

اگر شما مرتکب گناهی بشید اما در لحظه انجام گناه نیت شما پاک باشد به این صورت که به این دلیل گناه

را انجام می دهید که از خطر در امان بمانید!!!!هیچ گناهی ندارد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مثال واضح چنین تفکری مادر شمر است!!!

که حضرت عباس(ع)ویا حضرت امام حسین(ع) شمر را این طور مینامیدند:ای پسرزن بزچران

چرا؟؟؟؟

چون مادر شمر زمانی درصحرا ودر هنگامی که بزها را به چرا میبرد در صحرا راه را گم می کند!!!

از تشنگی بسیار بی تاب می شود!!!!

به مردی میرسد!

مرد شرط دادن جرعه ای آب را رابطه...........

حالا آن زن که می شود؟؟؟؟؟؟

مادر شمر لعنت الله علیه!!

چه کسی جرات دارد آن زن را درست کار بنامد؟؟؟؟

درست کار چون خواست از مرگ نجات پیدا کند؟؟؟؟؟((((این تفکر شیطانی هست)))

این ها را مثال زدم که بگویم کسی به یک نفر نمی آید بگوید بفرما برویم شیطان بپرستیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

چنان با حرف زدن به مغز او نفوذ می کند که بعد از مدتی شخص خودش نخواهد بود!!!!!

ووظیفه ها..............

خواهش می کنم تو جوون تا اینجا که خوندی حالا تقصیرها رو گردن آموزش وپرورش نندازی وخلاص!!!

وظیفه تدریسی:درست تدریس بدهید!

موضوعات گوناگون را تدریس بدهید!

در بحث های کلاس کاری کنید که همه شرکت کنند!فقط با امثال منه پرچانه حرف نزنید!

به کتاب درسی اکتفا نکنید!

به بچه ها کتابهایی معرفی کنید تا بروند وبخوانند وشبهاتشان رفع شوند واگر سر چنین خدعه ای نشستند

ازآن گذر کنند وگرفتار نشوند!

شما دبیر دینی هستید!

مهربان باشید!

بگذارید بچه ها به شما مشکلاتشان را بگویند!

موضوعات گوناگون مطرح کنید!

به بچه ها بگویید که اگر هر سوالی دارند که جنبه خصوصی دارد بعد کلاس منتظرشان می مانید!!

به خاطر یه چایی ندوید بروید دفتر!!!!!

ما دبیری داشتیم که می گفت بچه ای آمد وگفت من مسیحی هستم

بعد که اولیای اورا دیدم فهمیدم مسلمان است فقط قرآن خواندن دوست ندارد!!!!!!

حالا تو نوجوون وجوون:

همش دنبال رخت آویز نگرد تقصیراتت رو گردن این واون بندازی!!!!

دبیر درست وحسابی نداری؟؟؟

کتاب بخون!

شونصدساعت پای TVهستی!

دوساعت به برنامه های دینی صداوسیما گوش بده!!!!!

برو خودت قرآن بخون!

چندصد تفسیر داریم؟؟؟؟

هزار مدل عکس و مقاله مدل لباس و....داری از اینترنت یه چاردیقه هم در مورد مطالب دینی سرچ کن!!!

فکر کن!

بپرس!

فکر کن!

بپرس!

تا چهارتا آدم جوابت رو ندادند سرد نشو!

خدابزرگه!

بالاخره اگر درست بگردی کسی،دبیری،یا حتی روحانی مسجدتون جوابت رو خواهند داد!

گول شیطان رو نخور!

کسانی که سخن ور هستند نخواهند گفت خدانیست!

خواهند گفت :آدمی چنان بزرگ است که عقل او بر کل هستی چیره خواهد شد!!!!!

یکی از قانون های شیطان پرستی:- خدایی جز انسان وجود ندارد

با آب وتاب حرف می زنند!

باورشان نکن!

هرحرفی را در جا قبول نکن!

درموردش فکر کن!

یکی دیگر ازقوانین شیطان پرستی:- انسان دوست دارد هرچیزی رو بنوشد یا بخورد(حتی

مردار و مدفوع و ...)

ببین این قواعد همه جا در کمین ما هستند!

یه وقتی درقالب هری پاتر به خوردمون میدن!

یه وقتی هم پیراهن عثمان!

یه زمانی هم قرآن برسرنیزه!

یک قانون دیگر:- ما ویران میکنیم تا چیزی رو از نو بسازیم

این قانون مزخرف را خواندی؟؟؟؟؟

ویران کن!تا بسازی!

خود وآبادیت را ادامه نده!

خودرا هرچه بیشتر نساز !

ویران کن تا بسازی....................................

ویران؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

می بینی؟؟

خطر در کمین هست!

فقط باید  بیشتر بدانی تا درامان بمانی!

پس نگو تقصیر فلانی هست که جواب من را نداد!

اگر بیچاره شوی تا آخر عمرت را هم این جمله را تکرار کنی چیزی عوض نمی شود!

به خاطر یک آدم بی مسئولیت خودت را بدبخت نکن!

خودت دنبال جواب سوالات وشکیاتت بگرد!

تا یکی گفت من روشن فکرم دنبالش راه نیفت وتقلید نکن!

این ها را نگاه کن!

شک نکن روزی....شاید.....شاید.....انسان بودند

وحالا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آیا حیوانات از اینان نجیب تر نیستند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

افراد شیطان پرست:

%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%

تو رو خدا دبیران زحمت کش من رو ببخشند!

کمی تند شدم ولی فقط برای اون آدمهایی که از تدریس فقط ژستش رو بلدن!

توروخداحواستون رو جمع کنید!

خود من تا خود شما تحت خیلی از خطرها هستیم!

برای ظهورش دعا کنید!

بخونیدوبخونیدوبخونید!

کشورهای دیگه چشم دیدن جوونای سالم مارو ندارن!

میخوان جوونای ما هم مثل اون دوتا عکس بالایی کنن!زبونم لال!

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

ومن در آرزوی ظهور تو خواهم سوخت!

بیا

ای عشق عالم تاب!

بیا!

بیا که من از تو خسته ترم!

که من از من بی خبرم!

خدایا!

پس کجاست مهدی؟؟

موعود من چرا نمیایی؟؟

چراظهورنمی کنی!!

باشد!

من منتظر می مانم!

اگر بشود با همین قلمم مبارزه خواهم کرد!

برایت خواهم نوشت تا ظهور کنی!

تا شاید من هم سرباز تو شوم!

*****************************************************************************

منتظر نظراتتون هستم!

یاعلی

+نوشته شده در دوشنبه هشتم فروردین 1390ساعت20:23توسط بانوی یاس ها | |

به نام حضرت دلبر

سلام!

بالاخره سومین وبلاگم رو هم به روز کردم!

آخرین پست در سال هزارو سیصدوهشتادونه!

در پست قبلی گفته بودم که دیگه تمام افکارم رو در نوشتن از آقا سمت دل واشک وگریه وماتم نمی برم!

همش نمی گم که بیا وما منتظریم و.......

شروع می کنم به نوشتن!

نوشتن از حرمت انتظار!

از حرمتی که به اسم اون خودمون رو از یاوران اصلی امام زمان می دونیم!

از....

اما به عنوان آخرین پست این سال دلم نیومد که این بار از دل نگم!

آخه این بار فرق می کنه!

این بار میخوام بگم که

آقا میخوام برای شما از دل بنویسم!

اما....

اما میخوام بگم که کمکم کنی!

میخوام بگم دلم میخواد کمکم کنی که نشم رفیقی که از نادانی به سرورش آسیب بزنه!

نشم تواب!

نشه که خطا کنم!

نشه که بیای و بعد اومدنت به حرفات شک کنم!

نشه که حالا کارم دل دل باشه واسه اومدنت وبعد اومدنت یادم بره که تو آقایی!

اینقدر یادم بره که نفهمم!که اشتباه کنم!که رو حرفت حرف بزنم!

نه از قصد!

از نادانی!

آقا کمکم کن اینقدر بفهمم که وقت اومدنت مومن باشم به تو!

نه مومن به اشک وآه وحسرت!

اینقدر مومن که نلرزم حتی به شدید ترین لرزش ها!

نلرزم به شک ها!به حیله ها!

آقا اینقدر مومن به تو باشم که اشکم زمین و بلرزونه!

که آسمون از حسرت اشکهای نابه ایمانم به تو بسوزوه وبباره!

آقا!

اینقدر مومن.....

اینقدر مومن.....

سال داره نو میشه ومن از تو عیدی می خوام!

از تو میخوام!

یه ایمان قوی....

نه!

بازم که راه رو اشتباه رفتم!

ایمان قوی رو تو نمی دی!

کار منه!

ازتو میخوام بر سر راه من کتابها وانسانها وچیزهایی قرار بدی که بخونم!که شک کنم ....که ایمان بیارم!

اینقدر بدونم که از شنیدن ندونسته هام نلرزم!

آقا عیدتون مبارک!

اللهم عجل لولیک الفرج

یاعلی

**********************************************

راستی به این جا هم یه سر بزنید!

مگه چقدر وقتتون رو میگیره؟

فک کنم ارزشش رو داره!


ردپای شقایق ها




+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت22:58توسط بانوی یاس ها | |

هوالمحبوب

سلام.

امروز وقتی بعدمدتها به این وبلاگ رسیدگی کردم به این فکر می کردم که چه مطلبی برای پست پنجشنبه

شب مناسب خواهدبود!

اما ناگهان به یادماجرایی افتادم که باعث شد خیلی زودتر به نوشتن مشغول بشم.

یادم هست که وقتی دبیرستان بودم یه نمازخانه داشتیم که حتی مهرهای سالمی نداشت.مهرها همه

شکسته بودند.چادرهای...............

خلاصه انگارنه انگار که دریک کشورمسلمان هستیم.

وقتی به خانمی که برای برگزاری نمازجماعت به مدرسه می آمدند وتغریبا مسئول آنجا بودند ابراز ناراحتی کردم

جوابی دادند که..............من چیزی نمی گم وشما قضاوت کنید..

دیگه کاری که از دست ما برنمیاد،انشاالله امام زمان می آید وتمام مشکلات حل می شود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

در آن لحظه درحالی که خشکم زده بود دیگرهیچ حرفی نزدم ولی کلی از دست ایشون شاکی شدم که

یعنی چه که امام زمان بیاید؟؟؟

یعنی نعوذبالله ما به عنوان یک کشور مدعی که ازاولین یاران امام زمان هستیم و...به امام زمان بگوییم

که ما حتی درمدرسه هایمان نمازخانه درست وحسابی نداریم؟؟؟

نمی دانم که آیا آرمان های بزرگی که امام زمان برای آنها ظهورخواهدکردهمچون عدالت ،آزادی و.......

با یک همچین موضوعی قابل قیاس است؟؟؟

بله داشتن نمازخانه در یکه کشوری که حجاب درآن ممنوع است ویا مسلمان کشی است ویا......

شاید تنها ازعهده امام زمان برآید(هرچند که بازهم مسئولیت مبارزه از دوش مسلمین آن کشور برداشته

نمی شود)اما در کشور اسلامی ما ،همه ما به عنوان مدعیان یاری امام موعود ازهرجهت  باید آماده باشیم .

دوست دارم نظرات شما را هم در این باب بشنوم.

اما وقتی به انجمن نگاه کردم متوجه یک امر مهم شدم وآن این که انجمن ما به عنوان یک انجمن که حالا

اعضایی به تعداد همه بازدید کنندگان دارد تنها رسالتش باید فقط نوشتن چندجمله در ایام هفته باشد؟؟؟؟

درست است که این جمله ها بسیار زیبا هستند.....اما.......آن وقت کار ما با همان جمله آن خانم محترم

چه تفاوتی دارد؟؟؟؟؟

پس تصمیم گرفتم که در هرپست که دیگر حتی به پنجشنبه ها هم محدود نیست دغدغه های عصرظهور را

بنویسم ودرپایان هرپست یک جمله به آقا تقدیم کنم.

شماهم می توانیددر انتهای نظرات خودتان وشرکت در بحث جمله ای به آقا پیش کش کنید.

درضمن تمامی دوستان گلی که یک صفحه اختصاصی برای انجمن داشتند می توانند آن صفحه را از وبلاگ

خویش حذف کنندواجرشان با آقا وممنون از تمام همکاریهایی که با انجمن داشتند.

یاعلی



+نوشته شده در دوشنبه دوم اسفند 1389ساعت17:41توسط بانوی یاس ها | |

به نام خدا

سلام آقا!

بازم که جمعه تموم شد وتو نیومدی!

ولی من بازم منتظرت می مونم!

تا آخر دنیا!

تا قیامت!

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم بهمن 1389ساعت23:56توسط بانوی یاس ها | |

به نام تو

           ازتو تنها تو را می خواهم

---------------------------------------------------------------------------------

الهام (Light Knight ):

من عيد سال بعد را با حضور تو ميخواهم مهدي جان!

-----------------------------------------------------------------------------------

الهام (Light Knight ):

آقا به اندازه هجده سال شرمنده ام!

-----------------------------------------------------------------------------------

ZSS:

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی.........دل بی تو به جان امد,وقت است که باز ایی
دائم گل این بستان شاداب نمیماند........دریاب ضعیفان را در وقت توانایی
مشتاقی و مهجوری,دور از تو چنانم کرد........ کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی
یا مهدی ادرکنی(عج)

(حافظ)

-----------------------------------------------------------------------------------

فاطمه(معجزه):

بی تو نفس کشیدن سخت است

هوایی نیست در این شهر

تو را ندیدن سخت تر از نفس نکشیدن است

بیا تا تا ببینمت و در هوای تو نفس بکشم هر چند که لایق بودن با تو نیستم!

-------------------------------------------------------------------------------------

انسیه السادات:

کی میشود بیایی؟؟
کی میشود که با ظهورت دوباره غدیر زنده شود؟؟
دوباره غدیر معنای تازه ای پیدا کند؟؟

-------------------------------------------------------------------------------------

انسیه السادات:

آقاجان از بعد ازظهر زمزمه ام شده آهنگ بی تو ای صاحب زمان
بی تو ای صاحب زمان بی قرارم هر زمان
شاید دروغ باشد اگر بگویم هر زمان
چون گاهی شده که ......

ببخش مرا بابت آن لحظه ها

------------------------------------------------------------------------------------

در حالی که بقیه اعضادرسکوت بودند و آقای محمودعراقی به مهمانی انجمن نیامد من بگویم که:

در همه ثانیه هایی که در انتظار تو هستم مولای من از همه چیز بدون تو بیزارتر می شوم!

چرا نمی آیی؟






+نوشته شده در جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت17:45توسط بانوی یاس ها | |

به نام الله

آقا سلام!

عیدتان مبارک!

کی می شود که اسماعیل هوا وهوسم را قربانی ظهور وحضورت کنم!

--------------------------------------------------------------------------------------------

محیا اسماعیل جملاتش را با این بیان قربانی حضرت آقا نمود:

جهانی تازه از نگاه تو میشکفد...

جانی دوباره میگیرد چشمه های روشن ذکر...

فردا , از افق انتظار بر خواهد آمد....

وچشم ها چه روشن و تن ها چه آوازه خوان خواهند بود با امید فردا...

"مهدی رســـتمی"

---------------------------------------------------------------------------------------------

فاطمه(معجزه)اسماعیل جملاتش را با این بیان قربانی حضرت آقا نمود:

باغچه قلبم اسیر زمستان است و

سالهاست که هیچ گل عشقی در آن نمی روید!

چقدر از تو دورم ای سبز ترین بهار!

--------------------------------------------------------------------------------------------

انسیه السادات اسماعیل جملاتش را با این بیان قربانی حضرت آقا نمود:

آقاجان چه بگویم؟؟؟

چه دارم بگویم برایتان؟؟؟

آخ که چقدر دلتان خون است این روزها!

آقاجان شرمنده ام که خیلی وقت است صحیفه مهدیه در کتاب خانه ام است و من بی خبر!

وقتی امشب میخواندمش دیدم که چه غافلم از شما!

مرا برگدان به سوی خود!

-------------------------------------------------------------------------------------------

غزل باران اسماعیل جملاتش را با این بیان قربانی حضرت آقا نمود:

زمان عزادار امروز با انتظار می گذرد وبا بغضی ز انتظار نفس می کشد

"عقیق"

------------------------------------------------------------------------------------------

ومن با دنیا دنیا انتظار اسماعیل جملاتم را با این بیان قربانی حضرت آقا نمودم:

در این فکرم که آیا واقعا این جملات را می خوانی؟

آقای من ساده می گویم!

بسیار دوستت دارم!

--------------------------------------------------------------------------------------------

بقیه اعضا در سکوت ماندند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

-----------------------------------------------------------------------------------------

آقای محمود عراقی به مهمانی انجمن نیامد!!!!!!

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389ساعت23:10توسط بانوی یاس ها | |

به انتظارت خواهم ماند تا هر وقت که بیایی!

                                                    خدا را چه دیدی !

                                                                         شاید میعادمان جمعه دیگر باشد!

+نوشته شده در جمعه بیست و یکم آبان 1389ساعت23:9توسط بانوی یاس ها |

به نام یار

           بسم الله

----------------------------------------

این بار دلم از خودم گرفته!!

که به خیال خودم  این جا را پنجشنبه ها وجمعه ها  با عطر  ویاد وذکر تو آذین می کنم وبه انتظار ظهورت

می نشینم تا فردا بیاید وتو بیایی!!!

اما از نظر خودم یک جای کار می لنگد!!!!!

فقط همین کافیست!!!

در انتظار ظهور لحظه شماری کردن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فقط همین!!!!!!!!!!!!!!!!!

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

آقا تقدیم تو باد این جملات:

ازسوی محیا حاتمی این جمله به آقا تقدیم شد:

او همین جاست , همین جا, نه در خیال مبهم چابلسا و نه در جزیره ی خضراء و نه هیچ کجای دور دست

است.. !

با مردم درد دل میکند... و هر کس که وارد اتوبوس شود از جایش بر میخیزد و به او تعارف میکند... !

"سلمان هراتی"

-----------------------------------------------------------------------

از سوی الهام عزیز این هفته جز  جمله دو عکس بسیار زیبا تقدیم آقا شد:

(الهام عزیز در جستجوی اینترنتی خود این عکس ها را دیده وبه انجمن ارسال  نموده!از او سپاسگزاریم!)

                                                                     

                                                                                   

----------------------------------------------------------------------

از سوی الهه عزیز این جمله تقدیم به آقا شد:

اشکم روی دو دیده
ای آخرین سپیده
یاس خوشبوی نرگس
وقت دعا رسیده
دیده به راهم ای گل طه
چشم انتظارم یوسف زهرا
العجل مولا مولا مولا
العجل مولا مولا مولا

(دل نوشته الهه که از روی یک ترانه  بسیار زیبا در وصف آقا نوشته شده)

------------------------------------------------------------------------

ومن با دنیا دنیا انتظار می گویم:

ببخش که اگر هر جمعه از جمعه قبل این انجمن سوت وکور تر برگزار می شود!!

ببخش که یک عده گرفتارند ویک عده از یاد می برند که قرار گذاشته اند هر هفته برای تو یک جمله ارسال

کنند!فقط یک جمله!

همه ما را ببخش!

من را ببخش که لیاقت ندارم هرچه باشکوه تر این انجمن را برپا کنم!

همه درگیرهستیم!

درگیر همه چیز وهیچ چیز!

و باز هم مدعی هستیم!

که ما می دانیم که تو می آیی!

-----------------------------------------------------------------------------

بقیه اعضا در سکوت ماندند!

آقای محمود عراقی به میهمانی انجمن نیامد!

----------------------------------------------------------------------------

اجر همه با آقا!

یاعلی

+نوشته شده در پنجشنبه بیستم آبان 1389ساعت21:13توسط بانوی یاس ها | |

آخر با این غم چه کنم؟

                            بازهم جمعه تمام شدو نیامدی؟

                                                                  تا به کی در انتظارت بسوزم؟

                                                                                                    باشد برای تو می سوزم

                                                                                                                                 فقط بیا

+نوشته شده در جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت20:53توسط بانوی یاس ها |

به نام یار

این جمله ها از دل می آیند

این جمله ها حرفهای جگران سوخته اند

حرف دردند

پس چرا نمی آیی؟

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

انسیه سادات  در این هفته با این جمله به محضر آقا آمد:

آقا بیا تا که دو چشم انتظارم

شبهای جمعه تا سحراحیابگیرد

پایین بیا خورشیدپشت ابرغیبت

تا قبل از اینکه کارما بالا بگیرید

دل نوشته(انسیه سادات)

--------------------------------------------------------------------------------------

ضحی در این هفته  با این جمله به محضر آقا آمد:

پنهان مکن جمال خود را از عاشقان خویش.....

خورشید را برای ظهور آفریده اند.....

دل نوشته (ضحی)

------------------------------------------------------------------------------------------

فاطمه(معجزه) در این هفته با این جمله به محضر آقا آمد:

ای تجلی مهر خدا!

در دنیایی که همه نامهربانند حتی منتظرانت!

شاید مهربانی تنها جاده ایی باشد که ما را به تو میرساند!

دل نوشته(فاطمه)

-------------------------------------------------------------------------------------------

غزل باران در این هفته با این جمله به محضر آقا آمد:

..........................................................
.تا وقتی همه تقصیر ها از من است چه میتوانم بگویم
........
........کاش من برگردم شما اید که انتظار مارا میکشی

........من فقط بهانه می اورم.......

دل نوشته(غزل باران)

---------------------------------------------------------------------------

محیا حاتمی در این هفته با این جمله به محضر آقا آمد:

الا طلیعه ی کوثر سفر بس است بیا...غروب غریب مادر سفر بس است بیا

دل نوشته (محیا)

-------------------------------------------------------------------------------------------

آقای محمودعراقی در این هفته با این جمله به محضر آقا آمد ومیهمان انجمن شد:

مهدی از اول جزو پروژه ی خدا بود

جمله ی نهایی پروژه ی خدا بود بنابراین وفتی صحبت از ظهور مهدی میشه یک خبره نه یک ارزو و نه یک پیش

بینی یک پیش بینی بر اساس حدثیات که اینطوری نیست

محدویت یک اساس خلقتی داره یعنی اگر مهدی نیاد نه فقط تاریخ بلکه فلسفه ی خود خلقت انسان هم لک برمی دارد

دل نوشته(آقای محمود عراقی)

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ومن با دنیادنیاانتظار در این هفته با این جمله به محضر آقا آمدم:

این بار واژه ای برای وصفت ندارم

تمام واژها از تو آغاز می شوند

ای آغازوختام واژه ها

ظهور کن

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

بقیه اعضا در این هفته در سکوت هستند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یاعلی


+نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت20:29توسط بانوی یاس ها | |

خیلی ساده

                ساده تر از همیشه

                                          اما پر معنا

                                                        پر از احساس

                                                                            فقط

                                                                                     به نام خدا

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

انسیه سادات منتظرتر از همیشه به مولا گفت:

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد

شاید دعای مادرت زهرا بگیرد

آقا بیا تا با ظهور چشم هایت

این چشمهای ما کمی تقوا بگیرد

(دل نوشته انسیه سادات)

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

محیا حاتمی منتظرتر از همیشه به مولا گفت:

از مهر تو آبان ز دو چشمم آید ، بهر فرجت کرد چه کاری باید ،

کاش روزی برسد تا که نگوییم دگر ، شاید این جمعه بیاید شاید ،

مهر رفت و آبان آمد و او نیامد . . .

(دل نوشته محیا حاتمی)

------------------------------------------------------------------------------------------------------

یه عاشق منتظر،منتظرتراز همیشه به مولا گفت:

بدجوری دلتنگتم ...!

(دل نوشته یه عاشق منتظر)

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

غزل باران منتظرترازهمیشه به مولا گفت:

من فقط سکوت میکنم سکوتهای همیشه ام طعم تنهایی های تو را دارد مولا

(دل نوشته غزل باران)

----------------------------------------------------------------------------------------------------

ZSSمنتظرترازهمیشه به مولا گفت:

آقایم...
حست میکنم... تورا در کنارم حس میکنم.
ثانیه های زندگی ام
با روشنایی تو نورانی شده است...
کاش زودتر بیایی...
کاش....

(دل نوشته ZSS)

-------------------------------------------------------------------------------------------------

الهام (Light Knight )منتظرترازهمیشه به مولا گفت:

آقا دلم به درد آمده از دوريت . زمين و زمان مشتاق آمدنت است . . .
در روزگاري زندگي ميكنيم كه شايد بزرگترين هنر يك فرد مردانه زندگي كردنش باشد!
بيا و كلاس مردانگي داير كن اي مولاي من . . . .

(دل نوشته الهام)

-------------------------------------------------------------------------------------------------

فاطمه(معجزه)منتظرترازهمیشه به مولا گفت:

عمریست که در بیابان انتظار گم شده ام
و جز سراب چیزی ندیده ام
صدایی در گوشم زمزمه میکند:
هر گم شده ایی اگر بگوید یا اباصالح ادرکنی راهش را پیدا میکند!
امید در قلبم شکوفه زده و حالا با صدایی لرزان از اعماق دل صدایت میکنم:

یا اباصالح المهدی ادرکنی!

(دل نوشته فاطمه (معجزه))

---------------------------------------------------------------------------------------------------

و اما من..........

من با دنیا دنیا انتظار ..................

دنیا دنیا انتظاری که هر جمعه پررنگ تر از جمعه پیش می شود................

به مولا می گویم:

نه !این بار به خدای مولا می گویم:

می دانم

می دانی

قرآن می سوزانند!

می دانم

می دانی

از خاتم الانبیا کاریکاتور می سازند

می دانم

می دانی

از همه بدتر خود ما هستیم با یک دنیا ندانم کاری

می دانم

می دانی..............

توهمه چیز را می دانی وباز چه صبری داری!!

سرورم

مولای من

بگذار نرگس زهرا بیاید

از خودم شرم دارم

به عدد مسلمانها که می نگرم بسیار بیشتر از آنچه که تو می خواهی است

313

اما بازهم  مهدی نمی آید؟؟؟؟؟؟؟؟

وآقا رو به تو می ویم:

عقربه ها به من نیشخند می زنند!

پس چرا نمی آیی؟

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

بقیه اعضای انجمن در این هفته سکوت کردند!

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

آقای محمودعراقی در این هفته با این جمله به مهمانی انجمن آمد وبه مولا گفت:

من با درک بارش بی امان ذکر
احساس میکنم که بسیار میتوان مهربان تر باشم
من با تماشای کودکی های لبخندمادران
که به اسمان دستانشان بلند است
خویش را میخوانم به حظور
که کمی با خویش به عهد دوران انتظار وفادار بمانم

(دل نوشته آقای محمودعراقی)

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

یاعلی






+نوشته شده در پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت18:18توسط بانوی یاس ها | |

به نام یار

به اذن بانو!

به مدد مولا!

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

من با دنیا دنیا انتظار به مهدی بانوی یاس ها گفتم:

آقا جان!

بگویی باز هم صبر کن!

برای تو یک دنیا صبر می کنم!

(دل نوشته من با دنیا دنیا انتظار)

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

محیا حاتمی به مهدی بانوی یاس ها گفت:

ای پیغمبــــــــــــر آیه های انتظار ... !

ای یوسُف چشمهای بیـــــــــقرار ... !

ظهور کن و بر کویر قلبمان نور ببار.. !!!!

(دل نوشته محیا حاتمی)

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

فاطمه(معجزه) به مهدی بانوی یاس ها گفت:

سالها گفتیم بیا و تو نیامدی!
غافل از اینکه تو حاضری و ماییم که در غیبت کبری ماندیم
آقا برای آمدن ما دعا بکن!

(دل نوشته فاطمه (معجزه))

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

الهام (Light Knight )به مهدی بانوی یاس ها گفت:

(عطش)

بـه تبسـمی دلم را ، ز غمت دمی جـدا کن

به زبان چشم نرگس،من خسته را صدا کن



چـو تـرنم لبـانت ، برســد بـه گوش جانم

تو به لحن مهربانت، دل من پر از صفا کن



عطشی اگرچه دارد،دل وجان من به عشقت

تـو میــان دشت جانم، عطشی دگر بپا کن



چو کبوتری سحرگه،بگشا به سوی من پر

بنشـین به بام جانم ، تـو نیــاز من روا کن



همه لحظه های نابم،شده مست با تو بودن

ز محبتی تو ای جان،همه شب مرا دعا کن



چو من از سـتاره جویم ، اثری ز روی ماهت

ز سـفر بیـا و یکدم ، نظری به سـوی ما کن



تو تمـام هست و بودم ،همه لطف زندگانی

چو اسیر بند هجرم ، ز کرم مرا «رهــا» کن



بهروز قاسمي ((رها))

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

انسیه سادات به مهدی بانوی یا سها گفت:

غرق در حسرت و آهم چه کنم؟ خسته از بار گناهم چه کنم؟
گرد تو ماه رخان بسیارند من و این روی سیاهم چه کنم؟

درگهت درگه نومیدی نیست من که مشتاق نگاهم چه کنم؟

(دل نوشته انسیه سادات)

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

غزل باران به مهدی بانوی یاس ها گفت:

تمام برگ برگ دفتر خاطره هایم سپید خواهند ماند!

تا آن دم که باز آییم!

وبهترین غزل ها بسراییم با ظهورت!

بنگاریم!

(دل نوشته غزل باران)

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ZSS به مهدی بانوی یاس ها گفت:

نمی دانم چرا هر وقت به اسمان نگاه میکنم,یاد تو در دلم جوانه میزند. کنار پنجره اتاقم ایستاده ام و به تو می اندیشم.قلبم از عشق تو اکنده است...ای کاش بیایی و عدل و داد و بهار جاویدان را برایمان به ارمغان بیاوری.
چشم انتظار ظهورت هستیم, ای مولای من!!!

(بیژن غفاری ساروی)

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سایر اعضای انجمن در این هفته سکوت کردند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

آقای محمود عراقی در این هفته به مهمانی انجمن نیامد!

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389ساعت22:13توسط بانوی یاس ها | |

به نام تو

سلام!

سلام ای آقای خوبی!

باشد که این جملات حقیر را از ما بپذیری!

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

من با دنیا دنیا انتظار در این هفته خطاب به مولایم گفتم:

آقا!

تو که می دانی در این جا ایمان هراج می کنند!

پس چرا؟

چرا؟

نمی آیی؟

(دل نوشته من با دنیا دنیا انتظار)

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دل نوشته تنها در این هفته خطاب به مولایش گفت:

باید تمام حاشیه ها را رها کنم!

آقا اجازه هست شما را صدا کنم؟

...

آنقدرجمعه رفت وخبر نیست از شما!

ماندم چگونه آمدنت را دعا کنم؟!

(دل نوشته تنها)

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

الهه در این هفته خطاب به مولایش گفت:

میان گلها ردپای نیلوفریست عاشق!

خودت بگو مسیر آمدنت همین جاده نیست؟

(دل نوشته الهه)

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

محیا حاتمی در این هفته خطاب به مولایش گفت:

آقای خوبی ها....!!!!بیا وخوبی تقسیم کن میان این جماعت عاشق!

(دل نوشته محیا حاتمی)

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

انسیه سادات در این هفته خطاب به مولایش گفت:

آقا جان چه بزرگوارید وچه مهربان!

عطوفتتان بی نهایت!

آیا می شنوید صدایم را؟

دست یاری شما ومادرتان بی بی فاطمه زهرا _سلام الله علیها_ را می خواهم!

آیا می شود؟

(دل نوشته انسیه سادات)

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

فاطمه(معجزه)در این هفته خطاب به مولایش گفت:

نه هست های ما چنان که بایدند!

نه بایدها................

هر روز بی تو روز مبادا است!

(دل نوشته ای از مرحوم قیصر امین پور)

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

عاشق منتظر در این هفته خطاب به مولایش گفت:

دلم از خودم گرفته!

شما نزدیکی!

من ازت دورم!

(دل نوشته عاشق منتظر)

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

غزل باران در این هفته خطاب به مولایش گفت:

غروب شد!

خورشید رفت!

آفتابگردان به دنبال خورشید می گشت که ناگهان ستاره ای چشمک زد!

آفتابگردان سرش را پایین انداخت!

گلها هرگز خیانت نمی کنند!

(دل نوشته غزل باران)

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

آقای محمود عراقی در این هفته با این جمله به مهمانی انجمن آمد و خطاب به مولایش گفت:

مهدی من

چه نرم میشکفد افتاب حضور

چه می اراید چهره ی نازنین ذکر

عصرگاه یک انتظار دائمی را

سرنوشت خویش را باور کن

ای زمان

این امام عصر است توان نهفته ی حق

زیباترین ترنم زندگی

از ان دست که باید باشد


چه نرم میشکفد افتاب انتظار

و چه می اراید چهره ی نازنین حظور

(دل نوشته محمودعراقی)

-----------------------------------------------------------------------------------------

سایر اعضای انجمن در این هفته سکوت کردند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

----------------------------------------------------------------------------------------

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389ساعت13:40توسط بانوی یاس ها |

به نام تو ای همیشه شاهد

توکل می کنیم به تو ای لطفت بی کران و آغاز می کنیم با نام جمله جمله انتظار!

وشعار می دهیم که ما می دانیم که تو می آیی!

آقای من ، آقای ما قبول کن این جملات را!

ظهور کن به حق دلهای تک تک منتظران!

آقا ظهور کن!

یا علی

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

من با دنیا دنیا انتظار خطاب به صاحب الزمان گفت:

این جا همه می گویند :((باران که می بارد تو می آیی))

عمریست باران می بارد ، پس  چرا نمی آیی؟

(دل نوشته من با دنیا دنیا انتظار)

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

فاطمه (معجزه)خطاب به صاحب الزمان گفت:

بیا یک دم از این کوچه گذر کن!

شب یلدای غیبت را سحر کن!

مگو دیگر که از ما نا امیدی!

بیا و مرثیه ها را غزل کن!

(دل نوشته ای از دوست شاعر فاطمه به نام غزل)

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دل نوشته تنهاخطاب به صاحب الزمان گفت:

سلام

ای مهربونم

ای امید من

ای عزیزترینم

بیا ودست مرا بگیر تا بمانم به انتظار!

(دل نوشته تنها)

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پسره بیست وسه ساله خطاب به صاحب الزمان گفت:

شاید این جمعه بیاید شاید!

پرده از چهره گشاید شاید!

(دل نوشته ای از مرحوم آغاسی)

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

راضیه20  خطاب به صاحب الزمان گفت:

مه من نقاب بگشا زجمال کبریایی!

که بتان فرو گذارند اساس خودنمایی!

______________________________

آرزوهایم زیر انبوهی از خاکستر هنوز نفس می کشد

هنوز شعله ورند

نسیم مهربانی تو کدام جمعه می وزد!

WWW.PERSINLORDS.IR

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

محیا حاتمی خطاب به صاحب الزمان گفت:

آقای جمعه های غزیبی ظهور کن!

دل را معطر به هوای ظهور کن!

(دل نوشته محیا حاتمی)

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

هوای انتظار خطاب به صاحب الزمان گفت:

آقا روسیاهم

با این همه روسیاهی روی آمدنم نیست!

(دل نوشته هوای انتظار)

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 عاشق منتظر خطاب به مولا صاحب الزمان گفت:

خورشيد من برآي كه وقت دميدن است

(دل نوشته عاشق منتظر)

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ZSSخطاب به مولا صاحب الزمان گفت:

وقتی باران بی بهانه می بارد!

وقتی  جاده بوی انتظار می دهد!

وقتی غریبانه به تو می اندیشم!

و وقتی صادقانه برای دیدارت اشک می ریزم!

در غروب دلگیر جمعه!

در میان دلتنگی ها فریاد می زنم!

یا مهدی ادرکنی(عج)

(دل نوشته ZSS)

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

غزل باران خطاب به مولا صاحب الزمان گفت:

ما هستیم که دیر کردیم!

مولا

شما در این نزدیکی هستی!

ای کاش که ما برگردیم!

(دل نوشته غزل باران)

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بقیه اعضای انجمن در این هفته سکوت کردند!

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 آقای محمود عراقی در این هفته به مهمانی انجمن نیامدند!!!!!!!!

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------




+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مهر 1389ساعت13:54توسط بانوی یاس ها |

نام:سید محمد

نام خانوادگی:محمدنژاد

آخرین مسئولیت:معاون جانشین پشتیبانی لشکر قدس

محل شهادت:حاج عمران

عملیات:کربلای دو

در دهمین روز ماه شهریور سال شصت وپنج

از تبار:آسمان

اکنون که برای تو می نویسم

سحرگاه است

یک حساب سرانگشتی میکنم

پنجاه ویک سال!

اگربودی اکنون پنجاه ویک سال داشتی

اما نیستی،سید نیستی

نه!یک لحظه سکوت

هستی!تو هستی مثل همین حس زیبایی که من اکنون دارم

سید!

دل کندن سخت است

برای من که سخت است

سخت است از تمام چیزهای خوب دل بکنم

بروم،نباشم،

اما تو دل کندی،رفتی،حالا نیستی

مثل همه نمی گویم

توبرای خدارفتی،برای اسلام رفتی،برای ایران رفتی

اینها همه درست

اما جلوه گر از نظر من اینست

که تو دل کندی ورفتی

نفس ،نفس آسمانی شدی

سید!تورا گاهی پدر می خوانم

چه بساکه تو پدر کل دختران وپسران ایرانی

تو وهم رزمانت چه کردید درکربلای دو

سید!عاشورا،عاشورا کربلایی شدید

سید!دلم هوای تورادارد

من عکسهایت را دیده ام

مومن!توکه شیمیایی بودی

پس چطور دوباره رفتی؟

مگردلت چقدر آسمانی بود؟

راز تو و هم رزمانت چه بود؟

چه کردید که نگاهتان فریادگر یازهراست؟

من تا حال حاج عمران نرفته ام

فکه و شلمچه و دهلاویه هم نرفته ام

اما می دانم خاکش بهشتی است

تو را دوست دارم

پدرم!دوستت دارم

شهیدان راه خدایی دوستتان داریم

برای پدرم سید محمد محمدنژاد

توضیحات:این مرد بزرگ(سیدمحمدمحمدنژاد)پدر من نیست!بلکه همسر یک مادر مهربان (خانم معصومه بامروت)دبیر من است.وقتی با خانم بامروت آشنا شدم با سیدشهیدهم آشنا شدم.با رفت وآمدهای فراوان با خانم بامروت با وجود چهار پسر رشید من شدم دختر نداشته خانم بامروت و شدیم برای هم سنگ صبور ورازدار.ورابطه من با شهید آسمانی شده وحالا من یک پدرآسمانی دارم.

تواین شبا تو رو جان مولا علی شهدا یادمون نره.

مخصوصا شهدای گمنام.

یادمون نره همیشه وام دارشون هستیم.

تو رو جان بی بی زهرا اگه تونستید با پدرو مادرتون مجلس شبهای قدرتون سر مزار شهدای گمنام برگزار کنید.

ازهمه شهدا یاد کنید وبرا شادی روحشون دعا کنید.

شاید کمی تنها کمی از لطفهاشون رو جبران کنیم.

برای شادی روح همه شهیدان صلوات

توروخدا اگه مطلب منم نخوندید اینو

بخونید:ما

 

بچه های بلاگفا باید هوای همدیگرو داشته

 

باشیم.یکی از بچه های گل بلاگفا مریضه

 

ومحتاج

 

دعا.اینقدر خانومه که همه میشناسین(سیده

 

زهرا-غزل باران).

 

تو روخدا

 

جان بی بی زهرا براش دعا کنید.

 

 

+نوشته شده در یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت15:55توسط بانوی یاس ها |